مارکسیسم و اسلام

مارکسیم ستیزی بر بستر فاکت های سیاسی و تاریخی نقش بازدارنده تحولات سیاسی و دمکراتیک در جوامع تحت سلطه با ابزار ضد امپریالیستی و در نسخه های مذهبی و سیاسی ایفا کرده است و به گواه اسناد تاریخی جانب ستمگران و فاشیست ها ی مذهبی گرفته است و جهل دین و مذهب نقش مخربی در […]

مارکسیسم و اسلام

سقوط دیکتاتور ها و رشد خلاقه دمکراسی اجتماعی

جنبش مدنی و اجتماعی ایران بلاخره بعد از سی و اندی سال بر حکومت جمهوری اسلامی نقطه پایان گذاشت. به هیچ وجه تصادفی نیست که مردم ایران به فراخوان دولت موقت در تبعید و تشکیل مجلس موسسان برای رفراندم نظام سیاسی و دمکراتیک مردم ایران بار دیگر مطرح و بر اثبات نظریه دموکراسی پایدار صحه گذاشت .

در سال‌های آخر سلطنت محمد رضا شاه، سوسیال دموکرات های ایران به رهبری شاپور بختیار به عواقب حکومت مذهبی، تئوکراتیک واستبداد فقاهتی هشدار داده بود و بر مبارزه علیه استبداد دینی و برقراری دمکراسی فعالیت های لازم انجام داده اند سوسیلل دمکرات ها و چپ های انقلابی و سوسیالیست هم هر چند با تأخیر اما بلاخره متوجه توحش و حکومت ترور اسلامی شدند و به جبهه اپوزیسون پیوستند. احزاب بورژوازی و کمونیستی سنتی سال ها در مقابل ماشین سرکوب جمهوری اسلامی سکوت اختیار کردند و در درازمدت در طیف های اجتماعی جامعه چشم به رفرن های اسلامی در ساختار سیاسی و اجتماعی و اقتصادی دولت دوختند و تا روز های سقوط جمهوری چشم در آسمان در جست و جوی فرود الله بودند و توده ها ی ستم کش و طبقه کارگر و دهقانان بی آب و برق و زمین به حضرات اصلاحات طلب نظام اسلامی خوش خندیدند.

انگ و بی مسئولیتی در قبال وعده هایی که دادند و از سکوی برتری طبقاتی و مذهبی اقلیت فکری و سیاسی را نابود کردند و مدعی سرکوب بیشتر و اختیار بیشتر دولتی هم هستند. تفمر منحط و شیفته قدرت دولتی خوب می دانستند جز با یغما و پایمال کردن ثروت های اجتماعی و سنگ بزرگ مبارزه با امپریالیسم برداشتند، به عیان دیدند چه فاجعه وحشتناکی برای دمکراسی و مردم آفریدند. ارجاع مسائل مهم استراتژی به فردای در پرده بازی های سیاسی و از جیب کمونیست ها هزینه کردن برای این عمر استبداد و دیکتاتوری حزبی را در قدرت سیاسی و تسخیر بلامنازع قدرت در دست یک رهبر فجایعی است که انقلاب پسا اسلامی ایران باید از آن اجتناب کند و فریب وعده و وعید مستبدین در قدرت سیاسی و دولتی نخوزند. آن ها به فراموشی وضعیت سیاسی و اجتماعی و اقتصادی خویش حمله و افترا و دشمن ستیزی کور و مستبدانه خواندن مخالفین سیاسی و فکری سعی بر کتمان نارسایی ها پنهان کردن فساد و زد و بند که در آن منجلاب غرق بودند ترس و دوری از فکر مخالف را تبلیغ و تجویز می کردند تا راحت تر اموال مردم را چپاول کنند و اسمش را مصادره انقلابی بگذارند.

Kommentera

Fyll i dina uppgifter nedan eller klicka på en ikon för att logga in:

WordPress.com-logga

Du kommenterar med ditt WordPress.com-konto. Logga ut /  Ändra )

Twitter-bild

Du kommenterar med ditt Twitter-konto. Logga ut /  Ändra )

Facebook-foto

Du kommenterar med ditt Facebook-konto. Logga ut /  Ändra )

Ansluter till %s